<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>!!!دلم گرفت</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/</link>
<description>دست نوشتــه هـای یک فهیــم بچـــه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 25 Dec 2008 18:16:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>. . .</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;منتظر بودم&lt;/EM&gt; &lt;EM&gt;نظرا بشه ۴۰تا که چله نشین شیم سر زمستونی!&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;بلبل اگه تو قفس طلا بمونه، زندونيه ... مي خونه ولي اداي خوندن رو در مياره &lt;BR&gt;قارچ سمي - رسول ملاقلي‌پور &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کاش این دنیا هم مثل یک جعبه موسیقی بود،همه صداها آهنگ بود، همه حرفها ترانه &lt;BR&gt;دلشدگان - علی حاتمی &lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;آزمودم عقـل دوراندیش را ... بعد از این دیوانه سازم خویش را .. آی دکتر !&lt;BR&gt;هامون - داريوش مهرجويي&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;کجا داره میره؟ د آخه به چی رسیده؟ سوسک و مورچه دارن تو مرداب تکنیک دست و پا می زنند دیگه.همش هم به خاطر این شکم صاب مرده است.راحت لم دادن.معنویت چی شد بدبخت؟ به سر عشق چی اومد؟ &lt;BR&gt;هامون - داريوش مهرجويي &lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;می خواستم بدونم که خودم چه قدر می تونم بدونم!&lt;BR&gt;دونده-امیر نادری&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;EM&gt;همین!دفتر این وبلاگ شاید بسته شد!تا زمانی که حرفی قابل گفتن،برای گفتن پیدا کنیم!همین!تمام.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Dec 2008 18:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای فیروزه ای خاطرات فیروزه ایمان.</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;آخ.یه جوری شدم.پرید.هر چی می خواستم بگم پرید..خدایا!این من بودم؟!من اونا رو نوشته بودم!من چه بد ذات شدم خدا!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#006600 size=1&gt;***************************************&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۲۶ آبان ۱۳۸۶.یه خاطره.یه عشق.پایان روزای قشنگ برا همه اونایی که کنار چشمه تسنیم جمع بودند.برا همه اونایی که تا زمان بودن دکتر گیل آبادی،هیچ وقت این تاریخ یادشون نرفته بود..نمی دونم چرا و چی شد که هیچ کس یادش نموند!هیچ کس یادش نموند اختتامیه جشنوارمونو.شاید اینقدر مشکل زیاد شده که..بی خیال!من بعد چند هفته نیومدم این جا که اینا رو بنویسم..اومدم که بنویسم برا تسنیم و دکتر و تمام کسایی که به قول مریم خانم مقنی پور یه مدتی بهشون می گفتند تسنــیـــم نویس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۲۶آبان۱۳۸۷ همه خاطرات تسنیم تو مغزم رژه رفت.خاطرات بودن دکتر گیل ابادی..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#006600 size=1&gt;***************************************&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;سلام دکتر!آبی!فیروزه ای،عزیز!سلام.سلام دکتر گیل آبادی..دکتر ثانیه ها و سال های خوش جوانی رادیو.دکتر..۲۶آبان گذشت .می دانی چند وقت هست که دیگر صدایت را نشنیده ایم؟دست نوشته های زیبایت را نخوانده ایم؟دکتر می دانی؟می دانی دکتر تمام ۲۶آبان به بودن تو فکر می کردم.به تسنیمی که ساختی.به ۲سالی که ما را دور هم جمع کردی.همان چند ماه قبل از رمضان و بعدش کافی بود تا بفهمیم قدم اول را &quot;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خدای ما یه جایی همین نزدیکیاست!&quot;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;همانی که فرشید می خواند در روی خط جوانی.فیروزه ای نمی دانم از چه برایت بنویسم که تو بهتر از همه می دانی بر ما چه گذشت.فیروزه ای یادت هست؟یادت هست شب های فیروزه ای را؟شب قبلش ارکیده گفت&lt;EM&gt; &quot;فردا برناممون شروع می شه،ساعت ۳شب&quot;&lt;/EM&gt;من گفتم&lt;EM&gt;&quot;باور کن برنامه تو نیمه شب مخاطب جذب نمی کنه&lt;/EM&gt;!&quot;اما دکتر شب های فیروزه ای گل کرد..تا آنجا که خودم هم شدم شنونده..دکتر!از چه بنویسم؟!حرفهایم تکراریست!یادت هست؟کسی یادش نبود ،دکتر تو یادت بود؟دکتر اختتامیه تسنیم..چشمه روشن خداوند!فیروزه ای یادت هست روزهایمان را کنار چشمه تسنیم...فیروزه ای زیباترین کنار هم بودن بچه های حلقه ای که حالا دیگر چیزی از آن باقی نمانده در آن روزها بود..ارکیده وبلاگ مرکزی تسنیم ساخت،امید لوگو..من،مرضیه و سوسن،ستاره..همه نوشتیم از تسنیم و سوره دهر و انسان بودن.اما دکتر..همه بهانه بود.بهانه ای برای شناختن خدا!دکتر یادم نمی رود آن روزهایی که نشانی با بچه های وبلاگ نویس مصاحبه می کرد و همه چه عشق می کردیم از این کنار هم بودن.از این که به قول مریم بهمان می گفتند تسنیم نویس!دکتر شب های فیروزه ای را یادت هست؟همان که سپیدار می نوشتند..گروهی که کسی فکرش را هم نمی کرد با آن هفت ترانه ای که ساختند بتوانند ...هی!سپیدار!نمیدانم!چه شد؟ از آن چیزی مانده؟فیروزه ای!سفید مثل شب را یادت هست؟من مسلمانم!قبله ام یک گل سرخ!سعید پور محمودی..حامد جواد زاده..&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;وحید جلیلوند&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;!اختتامیه را که حتما&quot; یادت هست!چه ذوقی داشتیم ما.مهران دوستی چه استرسی داشت وقتی ساعت ۴درها باز شد و همه داخل آمدند.وای!سخنرانی های ضرغامی!اگر قسمت بدی داشت آن اختتامیه دقیقا&quot; همین بود!وای علیزاده و خواجه امیری،ترانه های لاری پور و حسنی.نیما..رئیسی!وای!کل انداختن های نیما و آقای حسینی!وای!!آقای حسینی!هست؟نچ!او هم دیگر نیست!نمی دانم شاید هم نمی خواهد باشد بعد از رفتن تو!فیروزه ای من!وقتی تو رفتی دیگر نه خبری شد از تسنیم،نه جوان و نه شعار &quot;شنیده می شوید&quot; به تحقق پیوست!دکتر اختتامیه تسنیم بهانه بودها!بهانه ای فقط برای این که یاد کنم از تو و کارهایت و از تمام قدم هایی که برداشتی اما نخواستند راه رفتنت را ببینند!دکتر!هفت شنبه!یادت هست؟هفت شنبه،فرزاد،افشین،مریم و امیر!دکتر تو که رفتی آن ها هم دیگر دور هم جمع نشدند!گفتند تا چند روز دیگر  دوباره می آیند..اما شک دارم!دکتر تو که رفتی دیگر سفید مثل شب هم شب هایمان را سفید نکرد..دیگر سندس نشنیدیم..قرآن نخواندیم شب های یکشنبه!فیروزه ای!چه بگویم از نبودنت جز یاد روزهای بودنت!همین.تمام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#000066&gt;&lt;STRONG&gt;حس خوبی دارم /  به تـــو که نزدیکی / میشه دستاتو گرفت / توی این تاریکی / می شه تا آخر عمـــر / با خیالت ســر کرد / می شه عاشـــق موند و ... / عشـــق رو بـاور کرد ! / تا تو هستی جز تو / همه چی ممــنوعست / عشق دل کنده از این /کوچه باغ بن بست / من توی آغوشــت / گـرم بودم یا سـرد / کاش شــب می فهــمید / روز بــاور می کرد / بغض یه دنیا رو /از دلــم کم کردی /من فقط مــــن بودم / منــــو آدم کردی ! / عشق بی حادثه نیست / من خیانت کردم / اگه یادم باشی / زود بر می گردم / ای خدایی که برام / تـــــو شبا فانوسی / هول می شم وقتی / تــو منو می بـــــوسی / هول می شم وقتی /  تــو منو می بـوسی ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#000066&gt;فرزاد حسنی-پاییز۸۶-جشن تسنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#006600 size=1&gt;***************************************&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۱من نمی تونم.دیگه نمی تونم.دیگه نمی تونم مثل گذشته هرچی دلم می گه بیارم به زبونم.یه حسی خیلی وقت بود اینو بهم می گفت اما بهش شک داشتم تا این که چند ساعت پیش وبلاگ&lt;U&gt;&lt;FONT color=#000033&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tasnim-radiojavan.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT color=#000033 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;تسنیم&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt; و خوندم...چیزی که تو تمام دوره تسنیم با جون و دل می نوشتمش و نمی دونم چه طوری و از کجا میومد!وقتی داشتم می خوندمشون نویسندش برام غریبه اومد یادم رفته بود خودمم!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۲اما چیزی که بهم امید می ده داستانیه که دارم می نویسم!نمی دونم چه طوریه!ولی فقط می تونم بفهمم که قلمم نخشکیده!شاید مخم کار نمی کنه!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ.ن۳دلیل این که ۲۸ابان۸۷ این مطلب و نوشتم این بود که من تا همین دیروز امتحان داشتم!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۴یه چیزی یادم اومد!عزیزان جان چلچراغ بسته نشده!طبق گفته نویسنده های مجله اختلافات داخلی بین اسپانسرهای مجله بوده که باعث جا به جا شدن دفتر هفته نامه شده.خدا رو شکر مشکا حل شده و شنبه هفته آینده می تونیم دوباره چلچراغ بخونیم!اینم جلد شماره جدید برای اثبات حرفام..&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 467px; HEIGHT: 1645px&quot; height=1645 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img33.picoodle.com/img/img33/3/11/19/f_8642m_2629f6a.jpg&quot; width=1181 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۵:دوستم پردیس تو بلاگش نوشته:&quot;باز هم ماه آذر یکی از هنرمندان خوب را از میان ما گلچین کرد و برد...این بار احمد آقالو از میان ما پر کشید...&quot;آذر منوچهر نوذری،ناصر عبداللهی،بابک بیات رو از ما گرفت...چی بگم!حرف های ما هنوز نا تمامه!تا نگاه می کنی وقت رفتن است!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ.ن۶:امروز یه اس ام اس برام اومد&quot;مادر زهره حسنی به رحمت خدا رفت&quot;زهره حسنی هم یک تسنیم نویس بود..چیزی ندارم جز همون دعایی که آقای حسینی کردند&quot;انشاالله فرشته ها به جاشون دور خونه خدا طواف کنند&quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ.ن۷:وقتی داشتم به بچه های جوان رادیو خبر می دادم برای این مطلب یه مورد اول تعجب برانگیز بعدم عادی برام پیش اومد:عنوان یا اسم خیلی از وبلاگایی که هر طریقی مربوط به رادیو جوان بود تغییر کرده بود!شده بودند یه اسم مجزا...&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;پ.ن۸:پدر سعید پورمحمودی هم فوت کرد.این شد چند تا تسلیت؟&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Nov 2008 18:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و قاف حرف آخر عشق است،آنجا که نام کوچک تو آغاز می شود..</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000099&gt;از رفتنش دهان همه باز،انگار گفته بودند پرواز..پر، واز!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066&gt;&lt;EM&gt;خیلی بده که بعد از رفتن یه بزرگ بفهمی که کی بوده،خیلی بده وقتی بود اسمش و که می دیدی بی تفاوت از کنارش رد بشی..اما خوبه،خوبه که حداقل بعد از رفتنش بشناسیش،باهاش زندگی کنی!رفتنش امشب یک ساله خواهد شد.۸آبان۱۳۸۶هجری آفتاب.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باز&lt;BR&gt;اي الهه ناز...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;صداي تو مرا دوباره برد&lt;BR&gt;به کوچه هاي تنگ پابرهنگي&lt;BR&gt;به عصمت گناه کودکانگي&lt;BR&gt;به عطر خيس کاهگل&lt;BR&gt;به پشت بام هاي صبح زود&lt;BR&gt;در هواي بي قراري بهار&lt;BR&gt;به خواب هاي خوب دور&lt;BR&gt;به غربت غريب کوچه هاي خاکي صبور&lt;BR&gt;به کرک هاي خط سبزه&lt;BR&gt;بر لب کبود رود&lt;BR&gt;به بوي لحظه هاي هر چه بود يا نبود&lt;BR&gt;به نوجواني نجيب جوشش غرور&lt;BR&gt;روي گونه هاي بي گناهي بلوغ&lt;BR&gt;به لحظه نگاه ناگهانگي&lt;BR&gt;به آن نگاه ناتمام&lt;BR&gt;به آن سلام خيس ترس خورده&lt;BR&gt;زير د انه هاي ريزريز ابتداي دي&lt;BR&gt;به بوي لحظه هاي هر کجاي کي!&lt;BR&gt;به سايه هاي ساکت خنک&lt;BR&gt;به صخره هاي سبز در شکاف آفتابگير کوه&lt;BR&gt;به هرم آفتاب تفته اي&lt;BR&gt;که بي گدار&lt;BR&gt;با تمام تشنگي&lt;BR&gt;به آب مي زنيم&lt;BR&gt;به عصرهاي جمعه اي&lt;BR&gt;که با دوچرخه هاي لاغر بلند&lt;BR&gt;تمام اضطراب شنبه هاي جبر را&lt;BR&gt;رکاب مي زنيم&lt;BR&gt;به بوي لحظه هاي بي بهانگي&lt;BR&gt;که دل به گريه ها و خنده هاي بي حساب مي زنيم&lt;BR&gt;به &quot;آي روزگار...&quot; هاي حسرت دروغکي&lt;BR&gt;غم فراق دلبر به خواب هم نديده هميشه بي وفا!&lt;BR&gt;به جورکردن سه چار بيت سوزناک زورکي&lt;BR&gt;به رفت و آمد مدام بادها و يادها&lt;BR&gt;سوار قايقي رها&lt;BR&gt;به موج موج انتهاي بي کرانگي&lt;BR&gt;دوار گردش نوار...&lt;BR&gt;مرور صفحه سفيد خاطرات خيس...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صدا تمام شد!&lt;BR&gt;سرم به صخره سکوت خورد...&lt;BR&gt;آه بي ترانگي!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خاطرات خیس.بهار۷۴.دلتنگی.خاطره.بی ترانگی.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟&lt;BR&gt;هر دم به هواي دل ما مي آيي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باز آي و قدم به روي چشمم بگذار&lt;BR&gt;چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;دی ۷۲،غم،اشک،چشم،آشناست،کجا دیدمش؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سراپا اگر زرد و پژمرده ایم&lt;BR&gt;ولی دل به پاییز نسپرده ایم&lt;BR&gt;چو گلدان خالی لب پنجره&lt;BR&gt;پر از خاطرات ترک خورده ایم&lt;BR&gt;اگر داغ دل بود،ما دیده ایم&lt;BR&gt;اگر خون دل بود،ما خورده ایم&lt;BR&gt;اگر دل دلیل است،آورده ایم&lt;BR&gt;اگر داغ شرط است،ما بُرده ایم&lt;BR&gt;اگر دشنه ی دشنمان،گَردنیم&lt;BR&gt;اگر خنجر دوستان،گُرده ایم&lt;BR&gt;گواهی بخواهید،اینک گواه:&lt;BR&gt;همین زخمهایی که نشمرده ایم!&lt;BR&gt;دلی سربلند و سری سر به زیر&lt;BR&gt;از این دست عمری به سر برده ایم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;حالا،همه این شعر شده دقیقا&quot; وصف حال ما!دلی سربلند و سری سر به زیر..&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099 size=2&gt;حرفهاي ما هنوز ناتمام...&lt;BR&gt;تا نگاه مي کني:&lt;BR&gt;                       وقت رفتن است&lt;BR&gt;باز هم همان حکايت هميشگي!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099 size=2&gt;پيش از آن که باخبر شوي&lt;BR&gt;لحظه ي عزيمت تو ناگزير مي شود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099 size=2&gt;آي...&lt;BR&gt;اي دريغ و حسرت هميشگي!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#000099 size=2&gt;ناگهان &lt;BR&gt;          چقدر زود&lt;BR&gt;                       دير مي شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;رفتی،بدون توسنگم،کنار تو ابرم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;قطار میرود&lt;BR&gt;تو میروی&lt;BR&gt;تمام ایستگاه میرود&lt;BR&gt;و من چقدر ساده ام که سالهای سال&lt;BR&gt;در انتظار تو&lt;BR&gt;کنار این قطار رفته ایستاده ام&lt;BR&gt;و همچنان به نرده های ایستگاه نرفته تکیه داده ام&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Oct 2008 17:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرف دارم،حرف داریم!</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000099&gt;حرف من حرف خودم نیست       &lt;BR&gt;حرف خاکه حرف ریشه ست&lt;BR&gt;حرف دیروز ندیده                       &lt;BR&gt;حرف فردا و همیشه ست&lt;BR&gt;صحبت سکوت سرد &lt;BR&gt;آدمای توی قابه&lt;BR&gt;حرف این صورتکا نیست&lt;BR&gt;حرف اونور نقابه&lt;BR&gt;حرف تردید یه نسله                   &lt;BR&gt;میون رفتن و موندن&lt;BR&gt;بین خوابیدن تا ظهر                    &lt;BR&gt;یا دم سحر پریدن&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;یکی باید بگه آخه&lt;BR&gt;من و تو کجای کاریم&lt;BR&gt;وسط یه راه روشن &lt;BR&gt;یا هنوزم توی غاریم&lt;BR&gt;یکی باید بگه آخه&lt;BR&gt;چرا رنگ ما پریده &lt;BR&gt;چرا با این همه عینک &lt;BR&gt;هیچ کسی ما رو ندیده&lt;BR&gt;تو بگو اگر که حرفام&lt;BR&gt;واسه تو شنیدنی نیست&lt;BR&gt;من امروزو نگا کن&lt;BR&gt;دیگه عکسام دیدنی نیست&lt;BR&gt;حرف آخرو نمی گم&lt;BR&gt;تا نگی خوابت پریده&lt;BR&gt;هر کی رو دیوار گوشش&lt;BR&gt;آخرین حرفو شنیده&lt;BR&gt;...&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;**********************&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#990066 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۱:این مقدمه ای بود برای حرفهایی که خواهم نوشت.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#990066 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۲:برای نوشتن این حرفها شاید نیاز به یه برداشت از این نوشته داشته باشم..پس لطف کنید و برداشتتونو بگید.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066 size=1&gt;پ.ن۳:من این شعر و نگفتم دوستان.از تالار گفت و گوی چلچراغ برداشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#990066 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۴:کماکان پیشنهاد می کنم عضو شید،لطفا&quot;.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;!-- Begin WebGozar.com Newsletter code --&gt;
&lt;FORM name=wfrm onsubmit=&quot;return sp(this);&quot; action=http://www.webgozar.com/nletter/a.aspx method=post target=_blank&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;INPUT class=txts value=&quot;نام شما&quot; name=wgname&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT class=txts value=&quot;ايميل شما&quot; name=wgemail&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT type=hidden value=157603 name=code&gt;&lt;INPUT id=c1 type=radio CHECKED value=1 name=R1&gt;&lt;FONT class=txtb&gt;&lt;LABEL for=c1&gt;عضويت&lt;/LABEL&gt;&lt;INPUT id=c2 type=radio value=0 name=R1&gt;&lt;LABEL for=c2&gt;لغو عضويت&lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT class=txts type=submit value=&quot;ارسال به خبرنامه&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT class=txta&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.webgozar.com/&quot;&gt;Powered by WebGozar&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;SCRIPT language=javascript src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n2.js&quot;&gt;&lt;/SCRIPT&gt;

&lt;SCRIPT language=vbscript src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n1.vbs&quot;&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
 &lt;/P&gt;&lt;/FORM&gt;
&lt;STYLE&gt;.txts{font-family:tahoma;width:130px;font-size:9pt};.txtb{font-family:tahoma;font-size:9pt};.txta{font-family:tahoma;font-size:7pt}&lt;/STYLE&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Oct 2008 13:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای تو بودم.برای تو هستم.بی تو ولی انگار..نیستم!</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>سلام عزیزم.سلام خاطراتم.سلام مادرم.سلام!امشب برای تو می نویسم..فقط برای تو.امشب برای تو می نویسم که سالها همه زندگانیم بودی و امروز تنها نگاه آخرت را هست یادم.یادت هست؟یادت هست شب آخرت را؟با تمام دلتنگیم می نویسم امشب،امشب که قرارست شب عید باشد.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگ!حالا دیگر جز چند تصویر کوتاه در ذهنم چیزی از تو یادم نمی آید،چه ذهن کوچکی دارم که آنهمه بزرگیت را از یاد برده.چه روز خوبی بود آن روز آخر بودنم در کنارت.خانواده کنار هم در خانه نشسته بودیم و تو گفتی &quot;من و برسونید باغ!&quot;اما ما یادمان رفت و از آن شهر در حال رفتن بودیم که مادرم یادش آمد که گفتی به باغ برویم.نمی دانم چه شد و چه اتفاقی افتاد که به یک باره تمام عجله مان برای بازگشتن به این شهر مرده بدل شد به تلاش برای رساندنت به باغ.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگ فاطمه و حسین را یادت هست؟حسین!نوه پسری بزرگترت!نوه رشیدت!آن روز من و پدر و مادر و برادرم و حسین و فاطمه شما و پدربزرگ را رساندیم به باغ.چه روزی بود،چه قدر عکس گرفتیم.چه قدر به یکدیگر آلو پرت کردیم و خندیدیم.چه قدر میوه خوردیم.شب خانه شما ماندیم باز هم خانواده ما و فاطمه و حسین.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگ چه بگویم ازان شب که حالا با یادآوریش هنوز هم از ته دل گریه می کنم.هنوز هم دلم تنگ است.دلتنگ نگاه زیبایت.دلسوزی های مادرانه ات برایم یا آن کنایه قدیمی که می گفتی &quot;اینقدر می خوری که نمیری!&quot; مادربزرگ نمی دانم صدایم را می شنوی؟اشکهایم را می بینی؟نگاه آخرت را روی پله ها هنوز یادم هست..تو همیشه برای استقبال ما تا دم در خانه می آمدی،چه شد آن شب آنطور،زانو در بغل گرفته چادر دور صورت پیچیده فقط خیره رفتنمان را نظاره کردی؟لعنت به دل بی درمان من که ندا داد شاید دیدار آخر بود...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخرین شب زندگیت کنارت نبودیم . عقد دختر عمه بود یک عقد کاملا&quot; ساده و خودمانی در آن شهر زیبا.بعد از آن اتفاق برایم گفتند که با هر عکس و شادی و فیلم و خنده گفتی عکس آخر،آخرین شادی،پایان فیلم،لبخند،بسته... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنار پدر در راه مدرسه نشسته بودیم که آن خبر شوم را به ما گفتند.بیچاره دختر عمه شب قبل،عقدش بود و صبح آنشب..یادم نمی رود یا ابوالفضل یا ابوالفضل گفتن های پدرم را . یادم نمی رود داشتم در راهروی مدرسه راه می رفتم که با نگاه سوال برانگیز نوشین نتوانستم خودم را کنترل کنم و زدم زیر گریه..مثل الان.مادر،عزیز،جان گریه ام را می بینی؟صدایم را می شنوی؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن ۵ روز همه فامیل در خانه ما بودند!وای خدا لعنت بر غیرت این مردم پست!سال و ماه کسی راهش به اصفهان نمی خورد و حالا همه..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عمه می گفت دو بار از تو خداحافظی گرفته.عمو خواب دیده بود و لباس سیاه آورده بود.آخ.بابابزرگ.بابابزرگی که هیچ وقت هیچ کس خوابش را هم نمیدید اینقدر وابسته ات باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه بچه ها آمدند و تو را دیدند.تو نیز برای لحظه ای چشمانت را باز کردی اما فقط همان یکبار بود.پدر می گفت صدا ها را می شنوی اما آنقدر این سردرد لعنتی شدید است که نمی توانی چشمان زیبایت را باز کنی.روز فوتت را یادم هست.وقتی ناظم اسمم را پیج کرد دیگر فهمیدم که همه چیز تمام شده اما شک داشتم،شک داشتم تا وقتی که پدرم را در دفتر مدرسه دیدم...خدایا...خدایا...چه لحظه شومی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگ قبل از آن روزها امیرحسین همان پسر دایی کولوی مامانی که حالا ۵ساله شده با مادرش و خاله خانه ما بودند و ما چه شاد و سرخوش،بی خبر از فردا،صبح،نماز...آنها رفتند و وقتی بعد از ظهر آن روزی که به اصفهان منتقلت کردند آمدم خانه تمام غمهای دنیا انگار بر شانه هایم نشست...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو رفتی...رفتنت ناگهانی بود و غیر قابل باور.هنوز یادم هست قیافه دایی را وقتی سیاه پوشیده و تسلیت می گفت.عمه که وقتی با شوهرش خداحافظی کرد ، آنقدر سوزناک بود که عمو که تا آن لحظه تمام غم ها را در سینه حبس کرده بود نتوانست خود را کنترل کند...دختر عمو سمیرا که وقت خداحافظی در آغوش پدرم گریه می کرد.من و سپیده که شانه به شانه ی هم اشک می ریختیم.فریادهای مهناز که صدا می زد:عزیز...عزیز...صورت غمگین بابا هنگام اولین سال تحویلی که تو در کنارش نبودی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لحظه آخر که پیکرت را در لباسی سفید در آن ۴دیواری گذاشتند و برای دقیقه ای رویت را باز کردند من ندیدم.ناراحت شدم.اما حالا خوشحالم که هر چند کم اما تو در ذهنم تصویر زنده ای داری...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو رفتی دختر عمو فاطمه گفت &quot;عزیز و نشناخته بودیم،با رفتنش همه چی کمفیکون شد&quot; و من وقت رفتنت بود که فهمیدم درد یعنی چه ، که گریه کردن یعنی چه...که دلتنگی یعنی چه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگ امشب قصه رفتنت را نوشتم.نوشتم که باز یادآورم تو که بودی...که باز بفهمم درد چیست.که اشک بریزم که دلتنگیم ذره ای کم شود.عزیز عزیزم!بعد از رفتنت اهالی آن خانه دیگر دور هم جمع نشدند!بعد از رفتنت همسایه ها دیگر تو را در صف نانوایی ندیدند.مادربزرگ فردا عید است.عید فطر.ماه رمضان اولی که نبودی یادم هست.چه دلگیر..چه..الان مادرم گفت عید شده..ولی تو نیستی..حیف..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادربزرگم،این پست را فقط برای تو نوشتم..برای خود خودت.به هیچ کس خبر نمی دهم.هیچ کس را دعوت نمی کنم.این پست فقط برای تو بود.فردا سومین سال نبودنت تمام می شود...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 19:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خــــاطـــــره شـب هـــای تــــابستـــان</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000066&gt;ترانه مادری یکی دیگه از داستان های بلندی بود که بعد از سریال های طنز مورد توجه مخاطب قرار گرفت . ملودرامی خانوادگی که همیشه در ایران طرفدارای خاص خودشو داره . تجربه نرگس رو هنوز فراموش نکردیم . &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;اما تفاوت بزرگ و چشمگیری که این سریال با نرگس داشت این بود که ریتم تندتری داشت . سیروس مقدم از کارگردان هاییه که بهتر بود نویسنده می شدند تا کارگردان . بیشتر وقت سریال های مقدم فضاسازی هست که با کمک تصویر و موسیقی انجام می شه و این باعث می شه سرعت پیشروی قصه به شدت پایین بیاد و بعضا&quot; روی نرو مخاطب بره . اما همونطوری که شاهد بودیم در ترانه مادری اتفاقات ، سریعتر رخ می داد و جریان قصه تند تر بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;تفاوت دیگه ای که فکر کنم پرداختن بهش جایز باشه ، شخصیت پردازی توی این دو سریاله! در نرگس شخصیت ها بعضا&quot; یا مثبت بود یا منفی و در شخصیت پردازی به مقدار زیادی اغراق شده بود . اما در ترانه مادری شخصیت ها خاکستری هستند . طوری که داستان رو برای مخاطب باورپذیر و ملموس می کنه . البته به جز بچه های دانشگاه که احساس می کنم عوامل سریال زیاد فرصت پرداختن به اون ها رو نداشتند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خانم هما روستا بعد از چند سال دوباره با تلویزیون آشتی کردند و بیشتر به خاطر حضور ایشون بود که سریال از ابتدای کار خیلی زود پا گرفت . گرچه با پیش رفتن داستان این حس به مخاطب القا می شد که باید فیلم رو دنبال کرد . نقش خانم روستا شاید ۹۰ درصد سفید باشه که البته این در مورد خیلی از مادربزرگ های با تجربه امروزی مشهوده .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;قبول کردن دانیال حکیمی در یک نقش منفی در ابتدای کار سخت بود . ولی باز هم با جریان گرفتن داستان کم کم نقش برای بیننده باورپذیر می شد . فرخ رو می شد نمادی از افراد جامعه دونست که زندگی و آسایش رو فقط در به دست آوردن پول می بینند و برای رسیدن به این هدف هر کاری می کنند . ضمن این که فرخ نخواست خوب بشه! بلکه مجبور شد خوب بشه! چون کم آورد .. چون همه نقشه هاش نقش بر آب شد .. حتی در آخرین لحظات سریال هم شاهد تلاش فرخ برای تصاحب خونه بودیم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;فاطمه گودرزی رو بیشتر در نقش یک مادر دیدیم . یک مادر دلسوز و فداکار . اما فرخنده علاوه بر دلسوز بودن به شدت نگران هم بود . اون پویا رو به منزله فرزند نداشتش می پنداشت . کسی که سال ها چیزی رو که خودش اسمش رو گذاشت محبت از اون دریغ نکرد . و همیشه نگران یا بهتره بگم ترسان بود که مبادا پویا رو ازش بگیرند ... اما او هم تسلیم نشد . شاید ترس از مرگ بود که باعث شد فرخنده به برملا شدن راز هویت بچه ها رضایت بده .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;شاید یکی از شخصیت های اغراق شده سریال شخصیت سمیرا بود . نه . نمی خوام بگم مثل شخصیت نرگس در سریال نرگس . اما شاید نحوه پردازش شخصیت سمیرا کمی اون رو خشک جلوه داد . مثلا&quot; خرید سی دی آموزشی در مورد خرمشهر برای بهرام به مناسبت قبولی در دانشگاه شعاری خشک و مضحکه که فقط از نویسندگان خشک مزاج فیلم های جیگی برمیاد ، این حرکت گاف نسبتا&quot; بزرگی برای نویسندگان سریال بود . اما نباید از بازی زیبای خانم لاکانی گذشت . خصوصا&quot; صحنه ای که بعد از گفتن راز به پویا چشم در چشم با پویا گریه ای توام با خنده می کنه ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; بهرام نماد جوانیست که از لحاظ مالی همیشه تامین بوده . اما از لحاظ عاطفی کم بودهایی داشته که فکر می کنه با قبولی در دانشگاه این مشکل حل می شه . در بازی سیاوش خیرابی ، ابتدای کار ، تازه کاری موج می زد . اما رفته رفته به محبوب ترین بازیگر این سریال زیبا مبدل شد . از جمله معایب کار او در ابتدای کار این بود که هنگام سرخ شدن روی برادرش سینا نفس نفس می زد و سعی داشت حس عصبانیت رو این طور به مخاطب انتقال بده . همین طور تغییر لحن صداش وقتی که صحبت می کرد طوری که حس می شد داره از روی کتاب دیالوگ می خونه . در ابتدای کار نوع بازی بهرام به شدت ما رو یاد حامد بهداد می انداخت . اما در پردازش شخصیت خودش به شدت خوب کار کرده بود . مثلا&quot; طرز حرف زدن یا رفتارش با پسری مثل بهرام متناسب بود . به نظرم یکی از بامزه ترین صحنه هایی که بهرام بازی کرد قسمتی بود که با لحن سر زنش کننده ای به پویا می گفت &quot;بگو رفتم پارتی ، نتونستم خودمو کنترل کنم قرص خوردم ، قرص خوردم ، قرص خوردم&quot;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;ـــ به علاوه حرکاتی که انجام داد ـــ اما این بازیگر هم با جریان گرفتن داستان پخته تر شد طوری که در قسمت های انتهایی داستان با بازیش زیباترین صحنه های سریال رو رقم زد . فکر کنم اگر همین طور پیش بره و مثل خیلی های دیگه در مقابل رقمای نجومی قراردادهای سینمایی تسلیم نشه ، آینده خوبی رو بشه براش پیش بینی کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;محسن افشانی رو قبلتر در برنامه آستانه دیده بودیم . جوانی شاد و سرزنده و پر جنب و جوش . اما قبول محسن افشانی در نقش پویا برای خیلی ها ساده بود و شاید دلیلش هم تغییر رنگ چشمانش بود . چشمای آبی یا سبز(به جان خودم هنوز نفهمیدم چه رنگیه!یه دفعه آبیه!یه دفعه سبز!اصلا&quot; بنفشه!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;) افشانی اون حس شیطنت رو به شدت به آدم القا می کنه . شخصیت پویا به شدت روی نرو بود ! اما یه عیبی که کاملا&quot; نظر شخصیم هست و شاید تو کار زیاد تاثیری نداره رفتار پشت صحنه پویاست . به نظرم یه کم باید خودشو کنترل کنه . مثلا&quot; پشت صحنه مدام به یه چیزی می خندید یا مثل آدمای دوربین ندیده هی سرشو می کرد تو دوربین&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;یا توی سفر به خیر مجری و سیاوش خیرابی خیلی محترمانه نشسته بودند و صحبت می کردند این یهو میومد وسط طوری که انگار اونجا استودیوی بوم سفیده!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.500images.com/uploads/7983779056_1.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;*************************&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;اما فکر می کنم ترانه مادری با حاشیه های کمتری همراه بود . سهیلی زاده (کارگردان) اگر چه مدت کمی داشت اما ظرافت کار رو مد نظر داشت . کار گروهی (نویسنده ها) هم مثل همیشه بازخورد خوبی داشت . اگر از یک سری شتاب زدگی ها مثل تسلیم شدن ناگهانی پویا در مورد ازدواج چشم پوشی کنیم می شه گفت ترانه مادری پایانی منطقی داشت . اما نمی دونم می شه یه کم ، کم لطفی کرد و ترانه مادری رو تو دسته فیلمهای هندی گذاشت یا نه ، اما فکر کنم بیننده های پایه داستان حتما&quot; حداقل سر یک صحنه گریه کردند . مثلا&quot; صحنه هایی که پویا و بهرام هویتشونو می فهمند یا صحنه های مرگ مادربزرگ . ولی هر چه قدر هم که بیننده سنگ دل باشه امکان نداره وقتی که بهرام رو به مادرش می گه &quot;مامان شما اینقدر خوب بودید که من حتی نفهمیدم مادرم نیستید...&quot; یا قسمتی که فرخ می گه &quot; مرد که گریه نمی کنه &quot; و بعد دو نفری می زنند زیر گریه ، اشک نریخته باشه . من خودم برا این که کسی متوجهم نشه دستام رو گرفته بودم اطراف صورتمو در حالی که زار می زدم حتی یه نفس کوتاهم نمی کشیدم که مبادا کسی متوجه گریم بشه و فضای خوشگل داستان رو به هم بریزه . صحنه ای که پویا بهرام به طرف هم می دوند و اون شعر خوشگله پخش می شه هم که دیگه گفتن نداره..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.500images.com/uploads/582648774315edcy.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;*************************&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۱ : اگر احساس می کنید این جا بی مزه شده ، اگر احساس می کنید من دیگه خوب نمی نویسم ، اگر احساس می کنید دارم زرد نویس می شم ... برای شما هیچ راه حلی نداریم!همینی که هــه !&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۲ : پست قبلی(تنها دلیل بودنم) زیادی مذخرف بود&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; نه؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۳ : به جرئت می تونم بگم  قبل از این که این متنو بنویسم تمام نقدهای موجود در اینترنت رو در مورد این سریال خوندم . گاهی اوقات خیلی خوشم اومد اکثر اوقات حالم بد شد از این که تو این کشور همه جور کاری از نقد یه سریال گرفته تا هزارجور چیز دیگه باید با قصد و غرض انجام بشه . یکی با قصد بزرگنمایی و بالا بردن کار و یکی هم کلاسای بی خودی که فیلم ، ایرانیه و وقتی نباید براش صرف کرد . اما هیچ کودوم از اون اکثرا&quot;، حد اقل برای رضای خدا حاضر نشده بودند یه کم ، فقط یه کم بی غرض کارشونو انجام بدند ..&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۴ : شمام نظرتونو بگید .. هم در مورد نوشته من ، هم در مورد ترانه مادری .&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن ۵ : ترانه مادری رو که دیدم یه احساس غریبی بم دست داد .. دوباره یادم اومد روزایی رو که خودمو برا رسیدن به یه چیزی جر می دادم . که هر شب خوابشو می دیدم . اون گریه های پویا اون نگاهای بهرام ..و بعدش چه قدر با خودم کلنجار رفتم که از یادم بره . که به خودم بگم نمیشه ، تو شرایطش نیستی ، راهتو برو ، کارتو بکن . بعد از ترانه مادری خیلی با خودم کلنجار رفتم که دوباره برنگردم به اون روزا . ولی نشد . فردا می خوام شروع کنم . دوباره از نو . این دفعه یه سوژه نو اومده تو ذهنم . دعا کنید بتونم ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن ۶ : من با خاطراتم زندم .. همیشه .. ترانه مادری شد خاطره شب های تابستان من . میراث تاراج پاییزم ..&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۷ :امشب(همین چند دقیقه پیش!)دیدم داداشم میگه سینا !گفتم چی؟گفت ترانه مادری!به حالت پشتک از روی صندلی کامپیوتر خودمو رسوندم به تلویزیون!بعدم به دوستام خبر دادم! ترانه مادری،جام جم۲ و احتمالا&quot; هر شب ساعت ۱۱ یه کم اینور یا اونورتر!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۸ : سایت سینمای ما برای بازیگران پای ی ترانه مادری یه صفحه زده تا ملت(!) بهشون امتیاز بدند :&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;آدرس صفحه هما روستا : http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=436 &lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;آدرس صفحه دانیال حکیمی : &lt;A href=&quot;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=438&quot;&gt;&lt;FONT color=#339999&gt;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#339999&gt;=ADDDONE&amp;ArtistID=438&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;آدرس صفحه مینا لاکانی :&lt;FONT color=#339999&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=437&quot;&gt;&lt;FONT color=#339999&gt;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=437&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;آدرس صفحه سیاوش خیرابی :&lt;FONT color=#339999&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=434&quot;&gt;&lt;FONT color=#339999&gt;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=434&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;آدرس صفحه محسن افشانی : &lt;A href=&quot;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=435&quot;&gt;&lt;FONT color=#339999&gt;http://www.cinetmag.com/ShowArtist.asp?MSG=ADDDONE&amp;ArtistID=435&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#339999 size=1&gt;پ.ن ۹ : همین چند دقیقه پیش در اقدامی انتحاریک(!)در حالی که می خواستم اعضای خبرناممو تایید کنم،زدم همه رو پاک کردم!خواهشمندیم،تو رو جون هر کی دوست دار ی بیا عضو شو که من پدرم درمیاد هر دفعه که آپ می کنم میام خبر می دم !&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;!-- Begin WebGozar.com Newsletter code --&gt;
&lt;FORM name=wfrm onsubmit=&quot;return sp(this);&quot; action=http://www.webgozar.com/nletter/a.aspx method=post target=_blank&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;INPUT class=txts value=&quot;نام شما&quot; name=wgname&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT class=txts value=&quot;ايميل شما&quot; name=wgemail&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT type=hidden value=157603 name=code&gt;&lt;INPUT id=c1 type=radio CHECKED value=1 name=R1&gt;&lt;FONT class=txtb&gt;&lt;LABEL for=c1&gt;عضويت&lt;/LABEL&gt;&lt;INPUT id=c2 type=radio value=0 name=R1&gt;&lt;LABEL for=c2&gt;لغو عضويت&lt;/LABEL&gt;&lt;BR&gt;&lt;INPUT class=txts type=submit value=&quot;ارسال به خبرنامه&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT class=txta&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.webgozar.com&quot;&gt;Powered by WebGozar&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;SCRIPT language=javascript src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n2.js&quot;&gt;&lt;/SCRIPT&gt;

&lt;SCRIPT language=vbscript src=&quot;http://webgozar.ir/scs/n1.vbs&quot;&gt;&lt;/SCRIPT&gt;
 &lt;/P&gt;&lt;/FORM&gt;&lt;!-- End WebGozar.com Newsletter code --&gt;
&lt;STYLE&gt;.txts{font-family:tahoma;width:130px;font-size:9pt};.txtb{font-family:tahoma;font-size:9pt};.txta{font-family:tahoma;font-size:7pt}&lt;/STYLE&gt;

&lt;STYLE&gt;.txts{font-family:tahoma;width:130px;font-size:9pt};.txtb{font-family:tahoma;font-size:9pt};.txta{font-family:tahoma;font-size:7pt}&lt;/STYLE&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 18:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امشب قدری جانانه تر نفس بکش ! </title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;صداي ناله مي باريد ولي تن خشک حسرت بود&lt;BR&gt;طلوع بغض سرگردان به عمر گريه مي افزود&lt;BR&gt;دريغ از جرعه اي خورشيد در اين سرماي بعد از تب&lt;BR&gt;دريغ از لحظه اي ساحل در اين امواج شب در شب&lt;BR&gt;غزل مرثيه مي خواند کبوتر در پي دام است&lt;BR&gt;از اين ظلم فريبنده خيال کفر آرام است &lt;BR&gt;عقيق صبر وا مانده به صحراي سراب و خواب &lt;BR&gt;طلوعي تازه مي خواهيم بيا اي عشق عالم تاب&lt;BR&gt;به رنگ پرده ي کعبه به جاي پاي ابراهيم&lt;BR&gt;قسم بر مسجد الاقصا که ما تنهاي تنهاييم&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=1&gt;                                                                                                 فرزاد حسنی&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=1&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=2&gt;امشب شب میلاد مهدی صاحب الزمان ، امام دوازدهم شیعیان هستش . شب زیبا ییه . امشب فرصت خوبیه که دستامونو سمت آسمون بگیریم و بخوایم از خداوند چیزهایی رو که لایق خواستنه ! خدا امشب همه رو رصد می کنه ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;امشب عطر گل ها زمين و آسمون رو پر مي كنه ..&lt;BR&gt;امشب ستاره ها نوراني ترند ..&lt;BR&gt;امشب بارون ابرا نشون اشك شوق ماهه&lt;BR&gt;امشب همه ي وجود ماه از پشت ابر بيرون مياد &lt;BR&gt;امشب آسمون سياه نيست .. آبي آبيه !&lt;BR&gt;امشب برخلاف هر شب شمع شادي مي كنه .. نمي سوزه !&lt;BR&gt;امشب آسمون به عطر گلاي نرگس عطر آگين شده&lt;BR&gt;خورشيد اما امشب نيست .. كم آورده ! &lt;BR&gt;خورشيد مي دونه كه امشب قراره كسي پا به آسمون بزاره بسي نوراني تر از نوراني ..&lt;BR&gt;آسمون .. ماه و ستاره ها .. شمع و گل امشب جشن مي گيرند &lt;BR&gt;پروانه اما نيست&lt;BR&gt;حكايت پروانه حكايت خورشيده&lt;BR&gt;پروانه مي دونه كه ديگه زيباترين نيست &lt;BR&gt;پروانه مي دونه امشب قراره پروانه وار پروانه وار كسي بياد كه پروانه ي تموم عالم شه&lt;BR&gt;امشب .. امشب .. امشب شب ميلاد امام نوره ! &lt;BR&gt;امشب شب ميلاد امام مهربونيه &lt;BR&gt;امشب آسمون نور بارونه&lt;BR&gt;امشب شب ميلاد مهدي موعوده&lt;BR&gt;امشب هوا پاك پاكه&lt;BR&gt;پس .. براي امشب .. تو نفس هايت را قدري جانانه بكش !&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066 size=3&gt;                                      &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;                                                            خـودم!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000066&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حرفي نيست جز تبريك و تبريك و تبريك ... بياين امشب دلمونو بگيريم تو دستمون و به آسمون نگاه كنيم ! خدا امشب يه جايي همين اطرافه ! نزديك تر از هميشه .. نزديك نزديك ...&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; امشب و فردا اگر عاشق باشي عاشقانه جواب مي گيري ... امشب و فردا خدا صداتو بهتر مي شنوه ! امشب و فردا خدا اجابتت مي كنه .. دعوتت مي كنه .. يادش باش و ما رو از ياد نبر !&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i4.tinypic.com/10cvzph.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پ.ن۱ : تنها عاملی که من رو مجبور کرد پست سال پیشم رو برای نیمه شعبان ، امسالم بزارم ، تنبلی بود و تنبلی!شک نکنید...!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پ.ن۲ : البته واسه تابلو نشدن یکم توش تغییر دادم!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پ.ن ۳ : تازه از پارسال تا امسال خواننده های وبلاگ کلی تغییر کردند!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پ.ن ۴ : برا اوناییم که دو ساله اینجا رو دو ساله که می خونند یه یادآوری ضرری نداره!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#990066&gt;پ.ن ۴ : بی خیال بابا!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 13:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تـنـهــا دلیــل بودنــم ...</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000066&gt;پنج شنبه عصر ساعت ۲ : خوابم میاد خیلی .&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;همون روز ساعت ۵ : یکی این تلفنو برداره .. اه.. از خواب پریدم ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;نیم ساعت بعد : خوابم نمی بره !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;ساعت ۶ : بی دلیل سی دی شب چله چلچراغ &lt;SUB&gt;ـــ &lt;/SUB&gt;دی ماه ۸۴ ،شب مردی با عبای شکلاتی &lt;SUB&gt;ـــ &lt;/SUB&gt;رو می بینم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;بعدش : مامان نمی خوایم بریم خونه ببینیم؟! ــ به نظرت عصرپنج شنبه ای کسی تو خونش هست؟!(قابل توجه که ما سه ساله داریم در به در خونه به خونه دنبال یه جا می گردیم که یک سال توش زندگی کنیم!! ) خوب بریم دکتر،داروهام تموم شده ها ــ پس می خوای به یه بهونه ای از خونه بزنی بیرون! شماره مطب این دکتره چنده؟!اه!نیستش!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;ساعت ۷ و اندی : بزار برم نت خسته شدم . چت و چت بازی و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;ساعت ۸ : برادرگرامی : برا این که فیلمو ببینی اینو بزن! ـــ (چه قدر اطلاعات عمومیش بالاست!)می خوام ببینم از کجا دانلودش کردم که برم بقیشو دانلود کنم! برادر جان : آهان!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;بعـدتــر : خوب حالا که دارم دانلودش می کنم بهتره یه دوری تو نت بزنم که پول تلفن الکی نره تو گلوی مفت خورای ...!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;حدودا&quot; ۹ : آدرس چند تا دوستو اتفاقی پیدا می کنم .. اولیش رتبه ۲۴کنکور و دومی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۹.۳۰ : باید آدم جالبی باشه . نوژانو می گم . ادش می کنم . وبلاگ اون دوست رو هم می خونم . خیلی وقته دانلود تموم شده . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۰ : بابا اومد . شام می خوریم . بعد از شام دوباره میام پای کامپیوتر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۱ : وای دیگه خسته شدم . از ساعت ۶ تا حالا یه بند پای کامپیوترم . ترانه مادری!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۱.۴۰ : اصلا&quot; باورم نمی شه مادرجون ترانه مادری مرده باشه . محیرالوقوع ترین اتفاقی بود که می تونست بیفته . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۲.۰۰ : تو رختخواب . اس ام اس بازی با نوگل .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۲.۴۰ : اس ام اس بازی تموم شده . خواب . خواب . خواب .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;صبح با صدای بلند tv از خواب بیدار می شم . عادت همیشگی مامان برا بیدار کردن من و داداشم!آخـیش!مامان اینا رفتن بیرون دنبال خونه (ولی راستش نمی دونم چرا با گوشت و میوه برگشتند خونه!!!! ) ، دیگه کسی غر نمی زنه که چرا اینقده کم غذا می خوری!بخور!بخور!نیمچه صبحانه ای می خورم و میام پای کامپوتر . روز از نو روزی از نو . هیچ خبری نیست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۱.۰۰ : چت با دوستان و یه نقشه هایی که ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۱.۴۰ : سازدهنی شروع شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱۲.۵۰ : ساز دهنی تموم شد . نمی دونم اون موقعا فیلم سینمایی با مدت کم می ساختند یا این صدا و سیماییا(!) با قیچیای سانسور افتادند به جون فیلم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۱ عصر : ناهار . خواب .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۳عصر : ترانه مادری . چلچراغی که به لطف داداشم به عنوان یه زیر دستی استفاده می شد و ور می دارم و داغ دلم از نبود خسرو شکیبای بد بد تازه می شه . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;۴.۳۰ عصر : المپیک شروع شد . افتتاحیست . جذاب ترین قسمتش گافای تلویزیون ایرانه و جواد خیابانیش!(ما عادت داریم ، آقای خیابانی کم سوتی نمیده)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;الان : داداشم که گیر میر داده بیاد این پست و بخونه و بار طنزشو ببره بالا(احساس یخ زدگی تو این گرمای تابستونو از زحمات بی شائبه ی ایشون بود!) مامانم که می گه کاش یکی زنگ می زد می گفت بیاین این خونه رو با این ویژگیا بگیرید و بابام که طبق معمول داره برنامه های عصر جمعه شبکه۴ می بینه ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;و من که تـنـهــا دلیــل بودنــم عصیــان است ...!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#336600 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۱ : امشب مشکل خونه حل شد!وای!فک کن!من که تا نرم تو خونه یه روز ساکن نشم یه شب نخوابم مطمئن نخواهم شد!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#336600 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۲ : امروز یه تصمیم گرفتم ..... ..... .. .... ... ... .. ..... .... .... مفهوم بود؟!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#336600 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۳ : هر کی تونست جای خالی بالا رو پر کنه من password وبلاگم رو بهش می دم!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#336600 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۴ : عمرا&quot; بتونیـد!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#336600 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;پ.ن۵ : خوابم میاد!خواب!ارکیده!بعدا&quot; می گم!مرگ من اینقده گیر نده!سه شبه نخوابیدم!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 08 Aug 2008 14:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دو سال از عمر یک وبلاگ</title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000066&gt;بعد از دوسال دوبـــاره سلام . &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;دوسال با هم بودیم . دو سال من نوشتم و شما خوندید . دو سال شما نظر دادید و من خوندم . تو این دو سال خیلی چیزا تغییر کرد . خیلی آدما اومدن و رفتن . خیلی از آشنایی ها موندگار شد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;به نظرم از ۲۴ تیر ۸۶ تا ۲۴ تیر ۸۷ ، حرف بیشتری برای گفتن داشتم ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;من در این دو سال جمعا&quot; ۴۴ پست ثبت کردم . از ۲۴ تیر ۸۶ تا ۲۴ تیر ۸۷ ، ۹۷۳ نظر دریافت کردم . و در کل این دو سال ۱۴۶۸ نظر توسط شما ثبت شده . از تاریخ ۸۵.۹.۱۹ تا تاریخ ۸۷.۴.۲۳ ، ۱۲۸۵۱ بازدید داشتم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خوب این ها همش نگاه های آماری بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;قبل از ادامه یه چیزی بگم . تعداد کسایی که من باید برای به روز رسانی وبلاگ بهشون خبر بدم خوشبختانه(!) خیلی زیاد شده . پس دوست عزیز عاجزانه ازت خواهش می کنم برای صرفه جویی در مصرف وقت برو به سمت چپ وبلاگ بعد از بخش پست های به درد بخور من در خبرنامه عضو شو . که دیگه نه من و نه من! تو زحمت نیفتیم . چون واقعا&quot; وقت زیادی لازمه برای خبر دادن به این همه دوست . قربــانت!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#6699ff&gt;~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;من تو یک سال گذشته پستای مختلفی داشتم . حالا یه نگاه گذرا به بعضیاش می ندازیم :&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-27.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#339900&gt;کوله پشتی بدون فرزاد حسنی یعنی کوله پشتی بدون هویت + هستیم تا باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; این پست رو در زمانی نوشتم که فرزاد حسنی از کوله پشتی کنار گذاشته شد . شناسنامه ای از کوله پشتی درج کردم . خودم این مطلب رو خیلی دوست داشتم . بیشترین بازدید وبلاگ که ۱۶۹ بود روز درج این پست یعنی ۱۵ مرداد ۸۶ اتفاق افتاد . بیشترین نظرات هم مربوط به این پست بود که تعدادش ۱۵۵ نظر بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-28.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;امشب قدری جانانه تر نفس بکش !&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;این پست ویژه نیمه شعبان ، مییلاد امام زمان بود . یه متن توش نوشته بودم که خیلیا خوششون اومد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-29.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خانم - آقا ، سیاست .. بی خیال !&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;ایده نوشتن این پست رو حرف یه نخبه تو ذهنم ایجاد کرد . اون حرف این بود : &quot;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;با وجود اين همه نخبه اي كه داريم چرا وضعيت كشورمون اين جوريه ؟!&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-30.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خدا حکم کرد و همه محکوم شدیم به ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;نرگس فتحی یه شعر خوشگل تو جوونی آزاد نوشت که شب اول ماه رمضون فرشید منافی خوند . منم یه متن خودم نوشتم و با هم دیگه گذاشتمشون تو وبلاگ .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-34.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;نخستین شب زمستانی&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;تمام قشنگی این پست به شعر فرزاد حسنی برای شب یلدا بود که شب یلدای سال ۸۵ تو پاییز شد-زمستون شد خوند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-36.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;سیر تکاملی !!!&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;پست شب تولدم بـــود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-39.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;ورق بــــزن دفتــرت را ! اکنون فرصـت دوبـــاره آغاز شـدنست ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;سال نو در حال آغاز شدن بود و من هم جوگیر . مثل سال گذشته تصمیم گرفتم بهترین ها رو از نظر خودم کنکاش کنم و بنویسم .&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-40.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;تـو ساعت یـک ربـع به عـشــــق عـقـربـه دقـائــقـم ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;عیــد خیـلی خوش گذشت ! پایان هر آغاز خوشی هم ... اون پایان عید بود ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-42.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;وقتـی زنـدگــی رنـگ مـی بــازد ..&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;اون موقع خیلیا بهم گفتند باهات همدردیم . اما هیچ کس درد منو نفهمید ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-44.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;نوستالوژی ایــامی از عمـــر آدمی!&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;هدیــه به تمام بچه هایی که ۴ سال باهاشون بودم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://the-city-of-love.blogfa.com/post-46.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;شـب مـن ، شـب تـــ&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=3&gt;و&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=2&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;شب قشنگ آرزوها ..&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#6699ff&gt;~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خوب تو این چند وقت با خیلی ها آشنا شدم که دوست دارم ازشون یاد کنم .. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;نکته : آقا به جان خودم به ترتیب حروف الفباست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;آشنا&lt;/FONT&gt;ی عزیزم که امیدوارم کنکورشو خوب داده باشه .&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;الهه&lt;/FONT&gt; که امسال مدرکشو گرفت . دل نوشته هاش خیلی زیباست ...&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;الهه آرانیان&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#000066&gt;خوبم که دانشجوی ادبیاته و خیلی خوب می نویسه و چیزای زیادیم ازش یاد گرفتم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/15.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;آقا &lt;FONT color=#990099&gt;امیـد&lt;/FONT&gt; که خیلی خوب و روشن فکره . هنرمند خوبیم هست . امسالم مهندس شده .&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;امیر حسین مجیری&lt;/FONT&gt; که تازه باهاش آشنا شدم ، ولی تو این آشنایی کوتاه همیشه نظراتش برام جذاب بوده و من رو به فکر واداشته ( بی تعارف ) .&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;بهار&lt;/FONT&gt; که امیدوارم امسال با هم توی یه کلاس باشیم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;بهاره سادات&lt;/FONT&gt; عزیزم که خیلی کم پیدا شده . ولی خیلی دوستش داشتم و دارم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;پـارمیــدا&lt;/FONT&gt; که با وجود این که وبلاگشو بسته ، همیشه به من سر می زنه و من ذوق مرگ می شم از بس که می گه چقدر شبیه فرزاد حسنی می نویسی&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;پرچین&lt;/FONT&gt; گل که یه مدت مدیدیه به من سر نزده .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;پــردیــس&lt;/FONT&gt; خیلی خیلی خوبم . که اون هم امسال کنکور داشت . من بهش می گم مدیر برنامه های فرشید منافی . خیلی دختر خوب و گل و ماهیه &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;آقا&lt;FONT color=#990099&gt; پیــام&lt;/FONT&gt; با مزه که خودشم مثل وبلاگش آخرشه . ولی یه کم کم پیدا شده . چرا؟!&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;توسکا&lt;/FONT&gt; که هم تفکرش و هم ادبیات نوشتنش رو بی نهایت دوست دارم.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;آقا حسین&lt;/FONT&gt; که خیلی خوب و خوش ذوقند و اگر اشتباه نکنم پسر خاله پیامه . با این که تازه باهاشون آشنا شدم ، ولی از این آشنایی بسی بسی خرسندم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;رقیـــه&lt;/FONT&gt; مهربونم که می دونم میاد و سر میزنه ولی کمتر نظر می ده .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;زهرای&lt;/FONT&gt; عزیزم که تو پستای قبلم گفتم ، مطمئنم یه روزی سیمرغ می گیره!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/19.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;سپیــده&lt;/FONT&gt; که هم سن خودمه و خیلی خوب و مودب و مهربونه&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/29.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;ستــاره&lt;/FONT&gt; که تازه باهاش آشنا شدم . خودش می گفت خیلی دنبالم گشته ولی راستش من اخرش نفهمیدم منو از کجا می شناخته . اگه می شه واضح تر بگو .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/15.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;سحــر&lt;/FONT&gt; که دختر خوب و اهل هنریه و مثل خودم گلشیفته رو خیلی دوست داره .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;آقا &lt;FONT color=#990099&gt;سینا&lt;/FONT&gt;ی هنربخش که اول فکر می کردم خیلی مغرور باشند ولی پس از تنی چند(!) آشنایی با ایشون فهمیدم خیلی هم با شعور هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;صومعه&lt;/FONT&gt; که میاد و بهم سر میزنه و گه گاهی هم نظر می ده . بیشتر نظر بزار عزیزم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;فاطمه (یه دوست)&lt;/FONT&gt; گلم که همیشه برام sms های خوشگل می فرسته . هر چی باشه مثل خودم فرزانگانیه . امیدوارم کنکور قبول شی عزیزم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;فائقه&lt;/FONT&gt; گلم که از یکی از وبلاگای رادیو جوانی باهاش آشنا شدم . تو این مدت همیشه من رو مورد لطف خودش قرار داده . الانم مشهده . عزیزم! دوستیمون داره یک ساله می شه ها!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;فرزانه ناظری&lt;/FONT&gt; که دیگه کمتر میاد اینجا .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;فرشته امینی&lt;/FONT&gt; که با هم همشهری هستیم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/29.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;لاله اشک&lt;/FONT&gt; که هم فامیلمونه هم خارجه و هم الان خیلی سرش شلوغه!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;آقا مجید&lt;/FONT&gt; ترانه سرا که خیلی متفکره و گاهی وقتا،فقط گاهی وقتا ادعای روشن فکری شدیدی بهش دست می ده .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;محبوبه&lt;/FONT&gt; عزیزم که امیدوارم کنکور قبول شه .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;مروارید&lt;/FONT&gt; که رفیق نیمه راه بود .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;آقا &lt;FONT color=#990099&gt;مهران&lt;/FONT&gt; که خوب و نازنین هست ، قشنگ حرف می زنه و خیلی زبله .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;مهسا&lt;/FONT&gt; که امسال با هم همکلاس بودیم .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;میترا سلیمانی&lt;/FONT&gt; خوبم که من نفهمیدم چرا دنبال من می گشته . اگه بگی خیلی خوب می شه .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;میم بنام&lt;/FONT&gt; خوش فکر که خیلی روشن فکر و صاحب نظر هستش . مدت کوتاهیه که آشنا شدیم ولی تو این مدت همیشه از نظرای ارزشمندش استفاده کافی کردم . &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/15.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;نـرگس&lt;/FONT&gt; جونم که دورانی که با هم توی یه سرویس بودیم خیلی دوران خوبی بود و امیدوارم تکرار بشه . انشاالله که امسال تیزهوشان قبول شی جیگر .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;نگار&lt;/FONT&gt; عزیزم که نمی دونم چند سالشه ولی مهربون و خوش فکره . خیلی هم ناقلاست .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~&lt;/FONT&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000099&gt; آقا من از یه نفر می خوام خارج از نوبت تشکر کنم ، اشکالی داره ؟! کسی که خیلی از یا بهتر بگم همه بچه های حلقه وبلاگ رادیو جوان ایشون رو می شناسند . بله . درسته . اون شخص سید حسین حسینی عزیز هستش . منتظر یه فرصت بودم تا بهشون بگم . باور کنید این یه پاچه خواری نیست . این آدم ، آدم بزرگیه . با تعریفی که ازشون شنیده بودم فکر می کردم ایشون آدم جدی و خشکی باشند . ولی برعکس به شدت آدم مهربون و خوش فکری بودند . خیلی هم با حوصله . طرز فکر این سید عزیز روی من و شک ندارم خیلی های دیگه تاثیر زیادی داشت . ایشون خیلی زحمت کشیدند . ایشون بر عکس خیلی های دیگه ، ادعای روشن فکری نمی کردند ، روشن فکر واقعی بودند . ایشون صادق بودند . حرفی رو نمی زدند یا اگر می زند رک و رو راست و درست می گفتند . من و همه بچه های حلقه خیلی ایشون رو دوست داریم و انشالله که حالا حالاها سایشون(!) بالای سر ما و حلقه وب باشه ... سید!خیلی دوستت داریم. زیاد ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#66ccff&gt;~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~      ~~~ &lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;و باز هم این نوستالوژی زمان . به شدت درگیرشم . ولی کاریش نمی شه کرد . من از خودم دیگه نگم . دو سال فکر کنم فرصت خوبی باشه برا این که به ویژگی های شخصیتی همدیگه پی ببریم ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;امیدوارم سال های دیگه هم بتونم در خدمتتون باشم . امیدوارم قلمم نخشکه . آخه خرخونی نوشتن رو از یادم برده! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;اگه می شه دیدگاه هایی رو که با خوندن این متنا ، در مورد شخصیت من بهتون دست می ده برام بنویسید . ممنون می شم که من رو در جریان خودم بزارید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;به امید روزهای قشنگ . مواظب باشید یه وقت خدا رو یادتون نــره!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#990099 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;لحظه ها خاطره اند ... زندگی ، شوق تمنای همین خاطره هاست!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 537px; HEIGHT: 486px&quot; cellSpacing=1 cellPadding=2 width=537 border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;حرفهای ما هنوز ناتمام&lt;BR&gt;تا نگاه میکنی وقت رفتن است&lt;BR&gt;باز هم همان حکایت همیشگی&lt;BR&gt;پیش از آنکه باخبر شوی&lt;BR&gt;لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود&lt;BR&gt;آی ،ای دریغ و حسرت همیشگی&lt;BR&gt;ناگهان چقدر زود دیر میشود&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=2&gt;تسلیت کلامی تکراریست برای این روزهــا&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://sheikh.persiangig.ir/image/cinema/otobosshab5.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خسرو شکیبایی هم رفت ..&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;
&lt;P align=center&gt;خـــدایــش بیــــامــــرزد&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jul 2008 14:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شـب مـن ، شـب تـــو </title>
<link>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000066&gt;سلام . خیلی وقته که بهت سلام نکردم . خیلی وقته که باهات حرف نزدم . &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;راستش دلم برات خیلی تنگ شده . می دونی احساس می کنم ازت دور شدم دوباره . دور شدن ، نه این که ندیده باشیم همو .. نه .. خیلی وقتا پیشم بودی و من دیدمت . ولی چه فایده .. من فقط ازت خواستم .. من فقط ازت خواستم و تو من رو قبول کردی با تمام خواسته هام . حتی نه نگفتی . نه این که بهم سخت نگذشته باشه ها ، نه . گذشته ... خیلی سخت گذشته . ولی تو همه این لحظه ها خیالم راحت بود که تو خواستی . خواست تو بوده . و این که خواست تو بوده من رو آروم می کرد . برا همینه می گم ازت دور شدم ، چون همش من خواستم و تو اجابت کردی . ولی خیـلـی وقتا من نتونستم اون طور که تو می خوای باشم ... برا همینه که می گم ازت دور شدم . اما انگار هر چی من از تو دور می شم ، تو بهم نزدیک و نزدیک تر می شی ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; همیشه برام سوال بوده آخه یعنی چی .. آخه یعنی چی که هی من بی توجه باشم و تو خوبی کنی ؟!مگه می خوای منو شرمنده کنی ؟! نمی دونم شاید می خوای مدام بهم یاد آوری کنی که هستی .. که هی بد و بیرا نگم . که هی به زمین و زمان گیر ندم که چرا این شد و اون نشد .. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;اصلا&quot; فکر کنم برا همینه می گند خدایی ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خدایـــا به کرمت قسم زمان عجیب ترین چیزی بود که آفریدی . آخه یعنی چی؟! یعنی این لحظه هیـــچ وقـت تکرار نمی شه ...؟ تیک تاک تیک تاک تک .. رفت .. آخ .. گذشت ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;خدایا امشب که می گند شب آرزوهاست ، شب منه یا شب تو ؟ خدایا امشب قراره من بخوام یا تو اجابت کنی ؟! مثل همیشه نمی دونم . من حتی نمی دونم چرا اینقدر کم حرف شدم ... حتی نمی دونم چرا دیگه قلم تو دستم بند نمی شه ، دستم رو دکمه های کیبورد چرا دیگه اینقدر تند تند جا به جا نمی شه ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;من فقط می دونم بهونه نوشتنم امشب تو بودی .. و گر نه ، تو خودت فاش می دونی که دل و دماغ نوشتنش نیست ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;دم اذونه .. می خوام رک و رو راست باهات حرف بزنم .. مثل تمام وقتایی که احساس می کنم کم دارم و کمم و فقط تو می فهمی .. کلمه ها چه قدر کوچیکند برای حرف زدن از تو  ، با تو ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003300&gt; بهمون قدرت بده تحمل کنیـم چیزی رو که نمی تونیم تغییر بدیم&lt;/FONT&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;با ما آنی کن که صلاح و البته لیاقتمونه&lt;/FONT&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;نزار تو این شبای قشنگ رجب و شعبان و رمضان دل کسی غمگین بمونه&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;قطار زندگی در حال گذشتنه ، کاری کن ایستگاه های قشنگی تو زندگی مون داشته باشیم&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;به داد کسایی که ازت دور شدند برس&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;اجازه ورود ناپاکی ها رو به قلبمون نده&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;خدایا&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#003300&gt;هستم ، هستـی ، باش ...&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009999&gt;&quot;خـــــدایــــــا عـــــاشقـــم ، عــــاشــق تــــرم کــن ...&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 17:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=the-city-of-love&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>the-city-of-love</dc:creator>
<guid>http://the-city-of-love.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
